خرید بک لینک
ماجراهای مامان و رامتین خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیمآغازی دوبارهامروز ۱۷ بهمن هست بیست و ۲دو سال پیش من اینموقع تو ارایشگاه بودمالبته الان تو پمپ بنزین هستمروزهای عجیب غریبی داشتیم جنگ کوتاه کشته شدن هزاران نفراز جوانان سرزمینم دلهره نگرانی استرس خلاصه ما از نسل سخت جونان هستیمامیدوارم سال بعد که میام بنویسم امنیت و آرامش سهم ماشه

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیمآخرین بارهزاران نفر، بی آن‌که بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کف

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیمدوباره دلشورهالان عجیب دلشوره گرفتم بازشب که میشه رامتین خونه نباشه هلاک میشم انگار رخت میشورن تو دلمدلتون نخواد یک کاسه حلیم خوردمباید حدود نیم ساعت دیگه برم از ورزش برش دارموقتی از ماشین دوتاکوچه بالاتر پیاده شد دلم یکجوری شد وجود من به وجودش بسته هستعجیب میترسموالاحق داریم الان تی وی داشت دان ش گاهههه رو نشون میداد من خودم رو دارم پاره میکنم و بعدش رامتین رو هلاک که بخونه ت

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیمحس مبهم عجیبالان دارم از خونه مامان برمیگردممسخره است ییهو زدم کنارخیابان و دارم مینویسمحس عجیب و مبهم و پر از ترسآنی که یکسره میگفت رامتین رو بفرست بره فرانسه یاد بگیره و بعدش تاقبل از ۱۸ امتحان بده سطح Bرو داشته باشه پذیرش زبان بگیره بعداز شش ماه هر دانشگاه که خواست برهخودنمایی ویزا بگیره بیا بعد دیگه بمونید و پروسه بره تو پ ن اهن دگ یالان مذاکره برای تصمیم آخرهاگه شرایط این

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیم کل یادداشت زمان جنگدوباره جنگگگگگامروز دوشنبه هست نه سه شنبه هستالان یک صدای انفجار اومد دوباره سمت شرق رو زدحال این روزام خوب نبستاسترس دیوونم میکنهدلم میخواست میرفتم به مامان سر میزدم اما سمت شرق خیلی خطریه و میزنهنمیدونم چی پیش میاد فعلا هیچکی کوتاه نمیاد و باقدرت دارن میزننالان عصبانیم والا کله علي رضا رو دلم میخواد بزنم تو دیوار بس حرصم میدهای خدا آخر اسفند بازنشسته میشه

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین

خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیم

نا آرومی

خدایا این جنگی که در درون من ایجاد شده و سامون بده امتش کن

فقط تو میتونی بهترین کار و حرف و تصمیم رو برام بگیری پس راه جلوم رو روشن کن

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیمتجربه تلخو تولدی دوباره بعد از قرن و روز دومالان که خیلی درگیر افکارم شدم دوبارهبعد از حدود دوسال و نیم از اون افتضاحی که به بار اومد و من متاسفانه با یکی از دوستام که از قضا ۱۶ ساله باهاش رفیقم درد و دل کردم و هفته پیش در یک جمع چهارنفره متوجه شدم که پیش یکی بازگوش کرده و اونم به دوتای دیگه گفتهخیلیییی بد شد تو این مدت چه تصویری از من و زندگی من تو دهنشون بودهدردناکهو بدتر از

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

ماجراهای مامان و رامتین

خدای مهربون یک پسر ناز وعزیز رو13 آبان به ما هدیه داد ومن وهمسری بابت این نعمت کلی شکرگزارش هستیم

ایا میشنوی

نوشتم و مناسفانه پاک کرد تموم حسم رو

شاید اینقدر نوشتم تلخ بود که خدا هم شرمنده شد و سیو نشد و پرید بیرون

بماند به یادگار از حس امشبم تلخ تلخخخخ

برچسب: نویسنده: آرین اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:48

صفحه بندی